کمک در شناخت بیماری های جنسی

تمامی فعالیت این وبلاگ براساس قوانین جمهوری اسلامی می باشد و فعالیت غیر اخلاقی ندارد

پرده بکارت

سلام. قول داده بودم مطالبی راجب پرده بکارت بگذارم و این کارو انجام دادم. امیدوارم مورد توجه همه عزیزان واقع بشه. منتظر نظراتتون هستم.

 

پرده بکارت

 

ظاهراً چنین رایج است، كه غالباً 99.9% مردم به غلط گمان دارندكه انگاری «پرده بكارت» عضو یا سازه «بابهشت» زن است. این در حالیست كه با یك مشاهده ساده اما دقیق بخوبی می‌توان در‌‌یافت كه پرده بكارت جزو ”مَلبان“ «سكس-ابزار» آنهاست و بنابراین ارگانیست كه كاملاً خارج ازاندام بابهشت قرار گرفته است. این پرده دارای بافتی گوشتی نسبتاً كشسان است كه آنهم به شكلی ناقص و الاستیك جلوی «سوراخ بابهشت» برخی از دختران و زنان را، مثل تار عنكبوت كه دهانه غاری را به ظاهر مسدود میكند، می‌پوشاند. در برخی از فرهنگ ها آنرا ”گیلاس دختر“ نیز نامیده اند، كما‌ اینكه ما و البتّه بسیاری از ملل دیگر به آن عنوان «پرده بكارت» داده‌ایـم؛ یك اسم كاملاً بی مسمّاــ البّته.
 
 در مراحل آغاز رشد جنینی، اصلاً بابهشت طفل سوراخی ندارد. باری، آن لایه از بافتی كه در این مرحله كاملاً راه بابهشت را مسدود كرده، تقریباً كمی قبل از تولّد دختر بطور ناقصی تقسیم شده، پیوستگی و یكپارچگی خود را از دست می‌دهد. اندازه و شكلِ گسست و پارگی پرده بكارت در هر دختری نسبت به دیگری فرق میكند. دخترانی هستند كه حتی در بطن مادر خود، بطوركلی این بافت را از دست میدهند، آنهم به این علت ساده كه «لبان» سكس-ابزار آنها اعمّ از كوچك و بزرگ؛ همچون گلی، كاملاً از همدیگر شكفته شده و رشد یافته و البته به نحوی متقارن و زیبا شكافته شده است. گاه در مورد برخی از دختران بدشانس چنان است كه پرده بكارت آنها همچنان پس از تولّد نیز جلوی ورودی بابهشت آنها را سد كرده است، كه در این صورت می‌بایست توسط پزشك مربوطه و والدین دختر چك شده و در صورت لزوم این مسدودیت را اگر نه به طوركامل، بلكه به شكلی ناقص از میان بردارند. چرا كه بعدها و در سنّ بلوغ خونروش ماهانه او به علّت همین مسدودیّت مختل خواهد شد و باكتریهای مضّر در خون حیض ممكن است فرد را به شوك مرگ دچار كند.
 
 نكته:
 اگر خروج خون حیض از بابهشت دختر به بیرون از بدنش به راحتی صورت نگیرد، آنگاه دچار درد شدید و دلـمه،
Cramping، شدن خون در نخستین موارد از پریُد خود می‌شود.
 
 بافت لبان، مَلبان و كِلبان، معمولاً تا قبل از سن بلوغ بسیار نازك و لطیف است. بنابراین طبیعی است هرگونه كشش یا انبساطی كه به این بافت وارد شود، به احتمال زیاد موجب آن می‌شود كه پرده بكارت را كش داده، آنرا نازك و نازكتر كند و یا اصلاً آنرا، آنهم در نقاطی از آن، پاره نماید. از همین روست كه بسیاری از دختران بالغ و نابالغ در اثر برخی حركات فیزیكی نظیر ورزش، اسب سواری، دوچرخه سواری، استفاده از تامپون و یا استشهاد، پرده بكارت خود را یا بشدت نازك نموده و یا اصلاً به كلی از دست میدهند. یك دختر ممكن است هرگز متوجه نشود كه كی، كجا و تحت چه شرایطی بكارت خود را از دست داده است؛ چرا كه ممكن است این حادثه كاملاً بدون خونریزی و یا درد اتفاق افتاده باشد. گاه نیز چنین است كه «اِزالت بكارت» یك دختر در زمانی حادث شود كه مطلقاً، به علّت جوانی و ناآگاهی وی نسبت به كاركرد اندام جنسی خود، ولو با مختصر خون و درد هم كه باشد، توجهی از جانب او بدان حاصل نشده باشد.
 
 بود و نبود یا صحیحتر بگیم زایل شدن نسبی یا كامل پرده بكارت به هیچ وجه دلیل بر این نمی‌شود كه به بابهشت او دخول(
Intercourse) شده است و یا نه. من اتّفاقاً دوستی دارم با شوهر و دو بچّه كه همین چند وقت پیش به من میگفت كه همچنان گاه پرده بكارتش در حین دخول مایه دردسر میشود. هیچ فردی نمی‌تواند صرفاً با تست و مشاهده فیزیكی، دریابد كه آیا زن یا دختر با مردی یك نوع آمیزش و همخوابگیِ منجر به دخول داشته است. تنها 50% از زنان و دختران جوان در اثر دخول دچار خونریزی (آنهم ناچیز و برای بار اوّل) می‌شوند. بنابر این ملافه سفید آغشته به خون اصلاً هیچ ملاك قابل اعتمادی برای بكارت یك دختر یا زن جوان نمی‌باشد. جالب اینجاست كه این پرده نزد شماری از زنان به دفعات بسیار و به تدریج زایل شده، تا اینكه روزی و فقط ”بلكه“ بصورت كامل هم از بین برود. شایان ذكر است كه پرده بكارت برخی دیگر از زنان آنچنان كشسان است كه حتی در صورت دخول آلت مرد به بابهشت آنها، آنهم به طور كامل و عمیق، نیز گسسته نمی‌شود و آنچنان كش می‌آید كه گویی نقش یك كاندوم را ایفا می‌نماید! البته این‌حالت اخیر هنگامی رخ میدهد كه زن یا دختر مذبور سالیان دراز قبل از امر دخول، بتدریج و با انگشت خود، آنهم با عمل استشهاد، پرده بكارت خود را نازك و كشسان كرده باشد؛ بطوریكه حتی بر اثر همخوابی منجر به پارگی نشده و به رغم آن دخول همچون ”مریم باكره“ در نزد اوّلین شوهرش قدیس و پاك جلوه كند. ای وای از حماقتها و بلاغتهای ما مردان كه بر هیچ كاخ بنا می‌كنیم! شما خود بخوان حدیث مفصل ز این مجمل…
 
 مردان ایرانی را نصیحتی كنم و این بخش را نیز به پایان رسانم: «عزیزان من! ”بكارت“ قبل از آنكه یك پدیده ظاهری، گوشتی و خون آلود صرف و فیزیكی بوده باشد، اصولاً امری است مربوط به روانشناسی‌؛ و ارزشهای شخصی و اخلاقی یك زن؛ همین و بس…»
 اولاً، ما مردها به صرف اینكه یك تست مضحك و سنّتی و فاقد یك نتیجه مشخّص، آنهم بدون هیچگونه نتیجه روشن و یقینی با توجه به گفتار بالا، در مورد خود ما در كار نیست؛ آنگاه باید خود را محق بدانیم كه با زیر پا گذاشتن وجدان ـــ كه اصل بنیادینش خواستن و نخواستن یك چیز و یا یك امر برای خود و همه یا هیچ است ـــ خویش، زن مورد نظر خود را باكره بخواهیم و دیگر هیچگونه توجّهی به شخصیّت و خصوصیّات دیگر او نداشته باشیم؟!
 
 به همه مقدّسات عالم قسم كه برای یك دختر ناباكره تقلّب دو قطره خون و ریختن به زیر بدن خود در حین سكس با شما مردان ساده لوح از آب خوردن هم ساده تر است! اصلاً امروزه در كویت، دخترانی كه سالها با داشتن انواع دوستان پسر، آنوقت كه در غرب مثلاً در حال تحصیل بودند، از همان حقّ و سائق طبیعی خود نظیر ما مردان استفاده و لذّت میبردند ظرف یك عمل ساده و ارزان سه دقیقه‌ای، خود را در هنگام رفتن به خانه بخت ”مریم مقدس “ جا می‌زنند. منتها باید گفت كه خاك بر سر آن شوهر كه از همان ابتدا به جای راستی و صداقت طالب دو قطره خون بی‌ارزش از زنش می‌باشد و یا نسبت به گذشته خود فراموشكار و در باب زندگی خصوصی و گذشته به اصطلاح همسر آینده خود به طرز غیر قابل تحمّلی فضول میشود. پس، خلایق را هر چه لایق ــ چنان مردی را با «بكارت بخیه ای» باید سرش را آنهم تا آلتش كُلاه گذاشت. !
 
 ثانیاً، اگر زنی واقعاً باكره، بنا به تعریف عرفی، هم باشد، تازه باز هم معلوم نمی‌شود كه با مردی آمیزش،سكس، داشته است یا نه. اصلاً بگذارید حساب حالتون رو بگیرم؛ تعریف آمیزش نزد ما مردان و بلكه زنان چیست …؟!؟

 آیا وطی، Anal، یا دخول به مكون زن است،
 آیا عشقبازی زن با مردان بسیار، اما بدون دخول است،
 آیا عشقبازی زن با زنان دیگر و یا با خودش است،
 آیا «آمیزش دهانی» است،
 آیا ماساژ یك زن و فرو نمودن انگشت در بابهشت او توسط یك مرد و زن دیگر است،
 آیا . . . . . است؟!
 

 

 

 

 حال چگونه و با چه علامتی می‌توان به این رازهای خصوصی یك زن پی برد؛ به جز اعتماد به خود او و شخصیّتش …؟! بنابراین، می‌بینید كه محال است. پس به حكم عقل مدرن، امر و نهی به امر محال نه صواب است و نه عملی و این را هم بگم كه اخلاق در قلمرو «طاقت و تحقّق و فعلیّت» است و از همینرو موضوع «فلسفه عملی» است و نه حوزه گَل و گُشاد مفروضات و نظریه پردازیهای آزاد ذهن و به اصطلاح «فلسفه نظری». بنابراین دنبال «بكارت زن» رفتن نه تنها آب ره به تركستان میبرد بلكه بیهوده‌تر اینكه در نهایت هیچ علامتی را دالّ بر اختلاط آمیزشی، سكسی، و یا عدم آن در گذشته یك زن چه با خودش و چه با مردان و یا زنان دیگر به شما یكی جناب «فضول-خان» نمیدهد! باور كنید كه «زنان» خیلی پیچیده تر از آنند كه حتی خود به آن واقف بوده باشند تا چه رسد به دقّت و فهم و شعور ما مردان زمخت و گاه بی سلیقه نسبت به طبیعت بس غامض و در همانحال زیبای آنها. اصلاً هدف «فلسفه نظری» ما از تأسیس این سایت در یك تركیب ساده خلاصه میشود: ”زن-شناسی“؛ همین.
 
 ثالثاً، اگر شما نتوانید به گفته همسر آینده خود اعتماد كرده، داستان او را نسبت به گذشته خودش در روابطش یا عدم آن با دیگران بپذیرید، دیگر چرا اصلاً خود را به زحمت همسری، آنهم برای یك عمر، با چنین فردی دچار كنید…؟! اصلاً این عین حماقت است.
 
 بگذریم كه این قصّه سر درازی دارد، و ما مردان تا عاقل بشویم دهه‌ها ، اگرنه قرنها، لازم است؛ بخصوص با این شرایط فرهنگی حاكم بر كشورمان و بلكه كل این جهان بدتركیب …
 
 این نكته را هم بگویم كه پرده بكارت همینطوری به صرف داخل كردن/شدن چیزی در آن زایل نمی‌شود؛ بلكه درست به اندازه بزرگی همان شیء داخل شده، احیاناً كش آمده نازك و یا زایل می‌شود؛ همین ‌و بس. مثلاً اگر یك دختر تازه بالغ دو انگشتش را در بابهشت خود فرو برد، باز هم به احتمال زیاد در هنگام اولین همخوابگی وآمیزش بسادگی ممكن است دچاره زایل شدن هرچه بیشتر مابقی پرده بكارتش شده و چند قطره خونی از وی بچكد. برخی از زنان، آنهم پس از سالها همبستری با شوهرانشان و یا حتی مردانی چند، باز هم و در هر مورد به علت پایداری و ضخامت زیاد پرده بكارتشان، پی‌در‌پی در هر مورد از دخول، چند قطره‌ای خون به خود می‌بینند. بزرگی قطر و قامت چُل مردان به علاوه مكانیك آمیزش آنها با زنان از یكدیگر متفاوت است؛ بنابراین ممكن است زنی در اثر دخول با یك مرد دچار خونریزی شود، اما با مردی دیگر نه. حتی حالاتیكه،
positions، و زن و مرد با یكدیگر همخوابگی می كنند، ممكن است در كش یافتن و یا ضایع شدن هر چه بیشتر پرده بكارت زن اثر داشته باشد. بطور كلی می‌توان گفت كه این پرده به نحوی نسبتاً كامل، آنهم صرفاً در اكثر موارد به طور آماری و نه قطعی، پس از آنكه زن صاحب نخستین فرزندش شد، زایل می‌شود.
 
 ”سكس“ یك حق و سائق طبیعی «زن» است پس با دُم شیر بازی نكنید و بیهوده عرض خود نبرید. اینهم نه صرفاً «نصیحت» ماست به شما ”مردان“ بلكه یك پیشنهاد مناسب، آنهم مبتنی بر «عقلانیّت مدرن» است.

پرده بکارت / غشاء البکارۀ / هایمن،Hymen، به زبان لاتین برگرفته از نام خدای عروسی در فرهنگ یونانی یا رومی است. همواره در طول تاریخ اسطوره هایی در زمینه با این بخش از سکس ابزار زن و ارتباط آن با عفت و پاکدامنی او در تمدن های گوناگون ، بعنوان نمونه در کشورهای عربی، ایران، آفریقا و حتی میان گروهی از مردمان استرالیایی (مردم یونگا) رایج بوده و هنوز هم می باشد. باورهایی خرافی بر اینکه وجود این پرده بر عدم داشتن رابطه جنسی، آمیزشی، او  با مرد دیگر دلالت دارد!

این در صورتی است که حتی خود عرف نیز تعریف دقیقی از بکارت یا عدم آن ، به اصطلاح ثیوبت، ارائه نداده است. بطور مثال این سوالها مطرح می شوند:

منظور از باكره چيست؟ آيا منظور عدم ازاله پرده بكارت است؟ آيا منظور عدم آميزش جنسى است؟ حتى اگر پرده بكارت سالم باشد؟ زيرا اگر آميزش صورت اتساعى/ الاستیکی بودن پرده بكارت صورت گيرد آنگاه به قوت خود باقى است. آيا منظور عدم ازدواج قبلى است؟ بدين معنا كه زن معقوده كسى نبوده باشد؟ و یا اصلاً تعریف آمیزش چیست …؟!؟
 
آیا دخول به مكون زن، یا وطی،Anal sex، است؟  آیا عشقبازی زن با مردان بسیار، اما بدون دخول است؟ آیا عشقبازی زن با زنان دیگر و یا با خودش است؟  آیا «آمیزش دهانی» است؟  آیا ماساژ یك زن و فرو نمودن انگشت در بابهشت او توسط یك مرد و زن دیگر است؟ آیا . . . . . است؟! (ر.ک. پرده بکارت)

 

حال با وجود اینهمه ابهام، قضاوت چگونه ممکن می باشد؟ تهدید، سرزنش، آزاز بدنی، سنگسار چگونه ممکن است؟ بگذریم، قصد من تکرار حماقتها و جهالتها و ظلم ما انسانها به نوع خودمان نیست. بلکه شرح مختصری از طبیعت انسان، تا شاید با یافتن این مهره کلیدی فهم این معزل تا حدی آسان گردد و  از بار مشکلات فرهنگی و اجتماعی آویزان به آن اندکی فروهش نماید.

توضیح مختصری درباره آناتومی پرده بکارت

اندام تناسلی و ادراری زن طی دوران فرگشتی / تکاملی خود در رحم مادر، ابتدا از یک لوله مشترک به نام (Müllerian Duct) شروع به رشد کرده و سپس بتدریج به قسمتهای داخلی و خارجی این دو عضو، من جمله مثانه، مجاری ادرار، لوله های فالوپ، رحم، واژن، لبان بزرگ و کوچک (ملبان و کلبان) و کلیتوریس (چچوله) تغییر شکل می یابند(ر. ک. تعاریف). در واقع می توان گفت که سکس ابزار و دستگاه ادراری نخست دارای یک مرکز ادغام بوده اند که پس از تکمیل و جداشدن این دو از هم، باقی مانده آن به صورت قشری گوشتی که متشکل از بافتی الاستیکی و رشته هایی ارتجاعی است، بابهشت / دهانه واژن را می پوشاند. شبیه این جریان را می توان در سیر تکاملی دهان نیز مشاهده نمود. تا قبل از تکامل نهایی دهان، لایه ای به نام «دیسک دهانی،Oral Plate» وجود دارد که طی جریان رشد و تکامل اندام، بتدریج از هم  گسسته شده و سپس زایل می شود. شکل مقابل محل قرار گیری پرده بکارت در ميان ساير اجزای سکس ابزار زن را نشان می دهد:

برای دیدن عکس کلیک کنید

تا کنون هیچگونه رابطه مستقیمی بین وجود پرده بکارت و هدف تطبیقی اش، آنهم به نفع موجودات من جمله انسان کشف نشده است. گفتنی است که وجود این لایه گوشتی در دهانه اندام تناسلی منحصر به انسان نیست و می توان آنرا در دسته ای از جانداران کیسه دار و پستاندار مانند اسب، وال و کفتار و غیره نیز مشاهده نمود. هیپوتزهای بسیاری راجع به این پرده وجود دارد. به عقیده برخی پژوهشگران وجود آن در دوره جنینی او را از عفونت های مکرر در اندام تناسلی اش محفوظ نگه می دارد. برخی این لایه را همانند اندامهای دیگری چون آپاندیس و انگشت کوچک پا (؟) می دانند که بتدریج به تحلیل می روند. گروهی نيز کارکرد چنین عضوی در واژن سگ و الاغ را اينطور تعبير می کنند که پرده  به مثابه قفلی است که پس از جفت گیری درب آنرا می بندد و از خروج منی از آن جلوگیری می کند. به عقیده تکامل شناسان این پدیده به نفع بقا و تکثر موجود زنده است. اما چرا شکل آن در گونه های تکامل یافته تری مانند انسان و میمون به صورت امروزی در آمده، سوالی است  هنوز بی پاسخ! 

  

 انواع و اقسام پرده بکارت 

پرده ای که در دوره حاملگی دهانه واژن جنین را کاملاً می پوشاند، ممکن است تا قبل از تولد بطور کامل دررحم مادر از بین برود. این بدین معناست که برخی از زنان از همان بدو تولد دارای هیچگونه پرده ای نمی باشند. برخی نیز بر طبق اشکال زیر دارای فرمهای گوناگونی هستند که هر کدام دارای یک یا چندین روزنه می باشد تا خون پرید بتواند به راحتی از آن خارج شود. این گونه افراد حتی ممکن است بتوانند به هنگام استشهاد، استفاده از تامپون و یا معاینه واژن خود به راحتی یک یا دو انگشت خود را وارد آن نمایند، و بهیچوجه دچار خونریزی نشوند. بلکه نخست به هنگام اولین مقاربت و طی دخول آلت تناسلی مرد که به مراتب قطورتر از چند انگشت است، شاهد درد و خونریزی از آن باشند. عکس قضیه هم صادق است. پرده  برخی از زنان یا به دلیل کوچک بودن آلت تناسلی همسر نسبت به دهانه واژنشان، تا قبل از زاییدن، هرگز زایل نمی شود.

گاهی نیز ممکن است پرده بقدری کشسان باشد که حتی با اولین دخول نیز از بین نرود، بلکه برای انزال آن نیاز به راهنمایی پزشک و یا بکارگیری حالت های خاص دیگری از آمیزش باشد.  

 

معمول ترين اقسام گوناگون پرده بکارت از اين قرارند: 

برای دیدن عکس کلیک کنید

 

ترميم / شبیه سازی پرده بکارت

 هایمنورافي،Hymenorraphy، هایمنوپلاستی،Hymenoplasty، یا بازسازی پرده بکارت با عمل جراحی، جریانی است که طی آن بقايای این پرده که بر اثر آميزش و يا هر دليل ديگری از بین رفته، با قرار دادن کپسولی ژلاتینی که حاوی ماده ای شبیه خون است، به هم دوخته می شود. اما بدلیل فقدان رگهای خونی در این ناحیه این اتصال موقت بوده و برای نتیجه مطلوب بهتر است تا یک هفته قبل از شب زفاف انجام گیرد. گاهی اوقات نيز که اثری از اين بقايا برجای نمانده، بخشهايی از دهاته واژن به هم دوخته می شود تا نقش پرده را بازی کند. اين عمل در ايران و برخی ديگر از کشورهای عربی غير قانونی است و تنها در صورتی انجام می گردد که پزشکی قانونی حکم آن را، مثلاً بنا برا اينکه ايزال پرده طی حادثه رانندگی باشد، تاييد کند.

به گزارش مجله پزشکی بریتانیا، با رایج شدن عمل جراحی و بازسازی پرده بکارت آمار قتل های ناموسی زنان به خاطر ثیوبت / عدم باکره گی شان در مصر طی چند سال اخیر به میزان 80 درصد کاهش یافته است. مطمئناً زنان بسياری برای نجات آبرو و حيثيت خود و پاکدامن جلوه دادن خويش در مقابل شريک آينده شان و همينطور برای فرار از قضاوات نابجا و سزاهای وحشتناک دست به اين عمل جراحی می زنند. در اصل اين يک نوع رياست. و يا مگر چاره ديگری هم هست؟ حتماً با خود می گویید تا کی مهر تایید بر خرافات باید زد؟ آیا پزشکانی که فاعل چنین عمل هایی هستند، مسوولیت سلامت زندگی اجتماعی انسانها را نیز بر گردن دارند؟  و یا اینکه قصدشان تنها نجات جان عده ای  بی گناه است که ناخواسته قربانی سنت های باطل دوران ویکتوریانی می شوند؟  پس تکلیف کسانی که از لحاظ اقتصادی قادر به تامین مخارج این عمل نیستند چه می شود؟ چگونه می توان در قحطی آگاهی، با فریادی اسیر در هنجره خواهان اجرای عدالت بود؟       

موفق باشید دوستان من
نظر یادتون نره

[ جمعه بیست و چهارم فروردین 1386 ] [ 13:59 ] [ مازیار معینی ]

[ ]